زندگی

زندگی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

روزهاست كه به شكسته قايقي چنگ زده ام

سيلي  دمادم ست انگار

و فرياد هاي كمك خواهي ام

 به گوش هيچ امداد گري  نمي رسد

امواجي ست سراسر از نا باوري و ترديد

وچشمانم كه چون هميشه چشم به راه اميدي واهيست

شايد در آن آخرين تفال بر خدا

راه همان بود كه گفت : ( دستانت را رها كن من تورا نجات خواهم داد )

و من چقدر بنده سست عنصري بوده ام كه هرگزبه او اطمينان نكردم

حالا اما ديگر دير است

قايق شكسته و دستانم سست و چشمانم بي رمق تر از هميشه

وسيل 

     آه اين سيل

            انگار تمامي نخواهد داشت

درياست شايد نه سيلاب

اما دريا كه هميشه مظهر عشق است خداست پاكيست و نگاه بر آن عبادت

شايد لحظه اي به وسعت تمامي تصميم هاي بزرگ

چشمانم  را بستم

 و دستانم را ازين قايق نيمه راه مانده گسستم

شايد چون آن ماهي اي كه تنگ خود را دريا مي پندارد

رهاييم ازين تنگ

آگاهي ام شود

شايد براي آخرين بار

تفالي زنم و رها شوم

شنا نمي دانم و نفس كشيدن چون ماهيان در آب را

اما شايد تمامي اينها

شكستن قايق/ نيامدن امداد گران/ ندانستن  شنا و نفسي در سينه نداشتن

مصلحت من باشد

خدا را چه ديدي

شايد رهايي در آب بدون التماس زنده بودن

عين زندگي باشد...

 

 

مهسا . د ( بهار)

24/7/1386

 

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره سهيل

ببخشيد که دير به دير بهتون سر می زنم اخه درسام خيلی سنگينه

حميد

واقعاً عاليه. قالب كار زيبا و مناسب و محتوا هم كه بي‌تكلف. عليرغم حرفهايي كه گفتيد، حس اميدواري و توكل به آدم دست مي‌ده. اونجايي كه نوشتيد: راه همان بود كه گفت: دستانت را رها كن! رهايي در آب! اين نوشته، انرژي مثبت داشت.

حميد

ديراومدنتون هم زياد مهم نيست، هرچند مايه ي نگرانيه گاهي اوقات ولي مهم اينه كه توجه داريد به محتواي نوشته‌هام.

فاطیما كرمي

سلام دوست عزیز.......... در زندگی تان حتما پیش آمده که حرفی بشنوید یا مطلبی بخوانید و آن جمله تاثیری عمیق در شما گذاشته باشد...از همین حالا تا چند روز دیگر _که یک سال بزرگتر می شوم _.... لطفا خوب فکر کنید.... و جمله ای نغز ...بیتی خوب ...سخنی نیک ... و حرفی ناب از خودتان را من به انتظار نشسته ام ... برای تغییری مثبت تر از آنچه به آن می اندیشم ....یاری ام کنید.

علی حجازی

سلام بهار عزيز فکرت خيلی بهاريه و سبز . از اينکه اينقدر دلمشغول ايمانت هستی به خودت ببال . قران باهمه حرف نمی زند . گو اينکه روی سخنش با همه است . اما به هر کس به اندازه سعی و تلاشش می دهد . به اندازه دلمشغولی اش . به اندازه عشق و علاقه اش . به قد خواستش . گو اينکه کم قران هم برای ماها بسيار زياد است و ما بهر آنچه که خدا فيض دهد قانع هستيم . ايه شريفه ای را که اشاره کرده ايد نگاه کردم در باره رحمت خداست .در ايه قبلی آیه ۱۷۲ می فرمايد . وامالذين امنوا ....و عملوا الصلحت... يعنی ميدهد هر آنچه که لايقش باشيم بی کم و کاست حتی بيشتر و بالاتر شعری درباره امام زمان دارم به شما تقديم می کنم به خاطر اين حس و حال سبزت . گو اينکه در دين هم بايد معتدل بود و اعتدال را رعايت کرد تا ايمان و عشق باشد پيوسته و مستمر و هميشه

علی حجازی

سلام و دنباله: دوستت دارم من قد يک حجم نور دوستت دارم من قد عطر گل ياس دوستت دارم من قد یک سبز قبا بر تن سر سبز درخت دوستت دارم من همچوخوش زمزمه اب زلال دوستت دارم من همچو احساسم در وقت نماز دوستت دارم من همچو احساسم در وقت شنود قران با تو بودن معنا دارد بی دنیا هیچ است منتظر می مانم تا که یک لحظه مرا دریابی

يسب

سيب

jassi

شب عبور شما را شهاب لازم نیست که با حضور شما افتاب لازم نیست در این چمن که زگلهای برگزیده پراست برای چیدن گل انتخاب لازم نیست خیال دار تو را خصم از چه می بافد؟ گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست ز بس که گریه نکردم غرور بغض شکست برای غسل دل مرده اب لازم نیست کجاست جای تو؟ از افتاب می پرسم سوال روشن ما را جواب لازم نیست ز پش

ستاره سهيل

سلام بچه ها منم اپم.دوست داشتید سر بزنید[بدرود]