شب

زنجیریان در بند

خواب آشفتگان

بستریان کهربایی

دست های خالی...

شب

همه ناله های بیدار باشان است

آنان که می فهمند

آنان که بیشتر می دانند

و آنان که رنج می کشند

شب

انتهای خواستن هاست

فریاد اعتراف ها

مرز وصل ها

شب

آغاز من و توست

امید به تولدی دوباره

و ایمان به صبحی که

تو

 شبانه

غول سیاهش را کشته ای...

/ 9 نظر / 3 بازدید
امید

با سلام شعر شب نام گرفته است واژه شب و بار معنی عظیم ان نویسندگان و شاعران و شیفتگان را همیشه به وجد اورده و هر کس به فراخور حال از ان بهره گرفته است. من شخصا عاشق شب هستم و اگر مقدور بود تا پاسی از شب را به شب زنده داری می گذروندم . شب سعدی : شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد شب حافظ : شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها و شب شاعران متقدم و متاخر بیشمار که شنیده اید و شنیده ایم. شب چو در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردم یا شب است و چشم من و شمع اشکبارانند مگر به ماتم پروانه سوگوارانند یا ای شب بپاس صحبت دیرین خدایرا با او بگو حکایت شب زنده داریم با او بگو چه میکشم از درد اشتیاق رحمی کند بشتابد بیاریم یا امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم و .................................. و مصادیق بسیاری نیز در شعر امروز به چشم میخورد که مجال ان اینجا نمی گنجد. در کل میتوان گفت شب الهام بخش شاعران بوده و اشعار نابی برای ان سروده شده است .که شمه ای از ان

امید

هر چند کوتاه بیان شد و اما شعر جنابعالی در چهار سطر اول که هر سطر منفرد و مستقل توصیفی از متاثران از شب است که تعریفی و توصیفی از حالات افراد است و میشه گفت مدخلی است برای ورود به متن . که اینجا" بستریان کهربایی " نا مانوس می نماید . و بعد در چهار سطر دیگر ناله های بیدار باشان نیز نامانوس است و شاید ترکیبی اشتباه. و اما نقطه قوت شعر از شب یا بند سوم شروع میشود منسجم و وصف ها و حسب الحال های زیبا و ترکیبات با بار معنی ملموس. در کل میشه شعر شما را به دو بخش تقسیم کرد بخش اول سست و منفرد م نا منسجم و بخش دوم قوی و زیبا و منسجم و قابل توجه موفق باشی همیشه شاعر یا حق امید

بهار

سلام دوست بزرگوار و فهیمم . ممنونم از یادآوری اشعار زیبایی در مورد شب . و ممنون از توجه و راهنماییتون . اما در مورد این شعر . واقعیت اینه که خودم هم متوجه عدم انسجامش شدم . اما بخصوص برای ترکیبات اول نتونستم راهی برای ورود به متن اصلی پیدا کنم . ترکیباتی که مربوط به وصفالحال هر نوع شب زنده داری بود و نمی خواستم حذف بشه . عبارت (بستریان کهربایی) رو هم در مورد همون بیماران ذکر کردم که شبها درد کشیدن براشون طولانی تر و سخت تر می شه . و عبارت (ناله های بیدار باشان) شاید به گفته شما خیلی مناسب نباشه ... به هر حال ممنونم از توجه و راهنماییتون . واینکه می دونم وصف شب حتی از دیدگاه کوچیک خودم باید خیلی قوی تر و پخته تر باشه . ممنون و یا حق.

سیدعلی حجازی

شب آغاز من و توست امید به تولدی دوباره و ایمان به صبحی که تو شبانه غول سیاهش را کشته ای... نمی شود در برابر بزرگی احساس نویسنده ی این شعر سر تعظیم فرود نیاورد و بر تو درود نفرستاد نمی شود همدلی و هم آوایی شاعر را با مسافران تنهای شب ندید و با آنان همدم نشد : شب زنجیریان در بند خواب آشفتگان بستریان کهربایی دست های خالی و نمی شود باور نکرد و باور نداشت که شب با همه ی دلتنگی هایش تنها زمان و زمانه ی ای است که مردمان بیدار در خود فرو رفته تا راه و رهی بسوی یار پیدا کرده و در حضور حاضر او دلمشغولی های این جهان فانی را بدور انداخته و خویشتن خویش را دریابند: شب همه ناله های بیدار باشان است آنان که می فهمند آنان که بیشتر می دانند و آنان که رنج می کشند و نمی توان امید را ندید که چگونه شب را صدا می زند

بهار

سلام . ممنونم از اظهار لطفتون و اینکه همیشه با حوصله شعر های این حقیر رو می خونید . از شما استادانم : برادر بزرگوارم آقای حجازی و شما راهنمای قدیمی ام جناب کرامت . [گل]

امید

سلام با یک شعر در سه اپیزود بروزم و نقد شما بزرگوار را به انتظار یا حق امید

سید حسن رستگار

وای از آن لحظه که بر سینه ات بوسه نشاندند لب تیرها با عرض سلام و تسلیت ایام جانگداز محرم که در وصف نگنجد و چون منی را هرگز راهی به درک واقعیت آن نیست و عرض معذرت خدمت دوستانی که در این ایام دوری از دنیای مجازی مرا مورد لطف و عنایت همیشگی قرار داده و شر منده ی شان گشتم و به زودی محبتشان را پاسخ خواهم داد و با دو کار به مناسبت این ایام عزا و ماتم عرض ارادتی ناچیز دارم به ساحت ملکوتی شهدای دشت بلا

سیدعلی حجازی

باسلام شب انتهای خواستن هاست فریاد اعتراف ها مرز وصل ها اشک هامان همه خون شد ز تکرار درد فرصتی نیست نفس تازه کنیم با عرض سلام و تسلیت ایام جانگداز محرم