رها از ديار مردگان

دیار گم شدگان

به این شعله های سپید

دیار گم شدگان را نوازشی دادم

میان بهت تاریکی هایم

میان نیاز و راز و نیایش

و این میدان

خالی بود از حضور نفس گرمان

صدایم کردی

و من نشنیدم

دیر رسیدم

و با ویرانی خاموشی

محبوس در دره های رویاهای تاریک بودم

دستانم را بگیر

که این غریق غفلت زده

دیگر بار

بخشودنی می طلبد

و گرمای حضوری از زندگی

رها از گم شدگی . گم شدگان . مردگان...

/ 10 نظر / 9 بازدید
پيامبر عاشق

سلام شعرهات مثل معجزه ميمونه. يکی از يکی زيباتر. اين آخری اشکم را درآورد. هر وقت آپ ميکنی حتما به من خبر بده. يا حق

نورا

سلام بهار عزيزم،خوبی؟...مثل هميشه بی نظير بود........سرزمين نور دوشنبه هر هفته بروز ميشه و هر هفته يه وبلاگ پيشنهادی داريم.....خوشحال ميشم بيای....پيشاپيش فرا رسيدن ماه پر برکت رمضان رو تبريک ميگم....خيلی دوستت دارم خواهر گلم......التماس دعا

مریم

سلام بهار مهربانم خوبی؟باز هم شعر زيبايی همانند قبل که نمايان از روح لطيفت می باشد.مرسی از حضورت و بايد بگم من هم بی نهايت از اين که ما در يک جا هستيم خوش حالم پس لطفا ايميلت را چک کن .منتظرم.

نورا

خدايا تو دانی که من کيستم...همانم که بی لطف تو نيستم.....سلام بهار جان،خوبی؟....حلول ماه پر برکت رمضان رو تبريک ميگم و خيلی التماس دعا دارم....در پناه حق

کیارش

سلامی به سبزی نوشتهايت به شما. اميدوارم که هميشه بنويسی.زيرا نوشتن اکسير بقا است. به من هم سر بزن. بدرود.

حميد

سلام آپ کردم. اگر يک سر بزنی خوشحالم ميکنی. موفق باشی.

مریم

سلام بهار نازنين.خوبی؟چرا کم پيدايی؟خيلی خوش حال شدم صداتو شنيدم.پايدار باشی.

گیسو

سلام بهار جان - زيباست مثل هميشه - موفق باشی گلم - باز هم بهم سر بزن

گناه مقدس

شعر خيلی جالبی بود اگه خودت نوشته باشی که بايد قلمت رو تحسين کرد /اولين بار که اومد به بلاگ شما اميدوارم که تکراری باشه /از حضور شما خوشحال ميشم /التماس دعا