باور

باور

می خواهم چشم بشویم از آنچه به بصیرتم رنگ کدورت می داد

می خواهم از یاد ببرم انعکاس صدایی را که ذرات وجودم را به بی نظمی می کشاند

می خواهم همانگونه که ابتدای همه دفتر هایم می نوشتم

در گوش کائنات بار ها و بار ها بخوانم : (می خواهم آب شوم در گستره افق...*)

چه اهمیت که درین وادی دستهایم انگشتانم و چشم هایم متصل به دیگری باشد یا نه

شاید شعاع نورانی اتصالم با (او) بزرگترین بهانه است

برای فراموشی آنکه فراموشم می کند و آنچه دلگیرم

می خواهم باور کنم که دست های دوستی خلقت همه تل ها را از راهم خواهد ربود

و با همین قدم های سست و نازک

می توانم-حتی اگر صدها نفر نباشند-

با او که (جانشین همه نداشتن هاست**)

به اوج برسم ...

مهسا .د (بهار)

*احمد شاملو

**دکتر شریعتی

 

 

 

 

 

 

٠

/ 6 نظر / 14 بازدید
علی حجازی

سلام نبودم مشکل چندانی نبود نشد تا خدمت برسم با دلنوشته ای .حرفی .کلامی. گفتی و گفتنی همانطور که قبلا عرض کردم دنیای وب دنیای مجازی عجیبی است که در زمانه ی فاصله ها. آدمی همدم و همدل خودش می شود و چه زیباست گفتن و نوشتن برای خویشتن خویش و چه خوب نوشته اید شما که : می توانم-حتی اگر صدها نفر نباشند- با او که (جانشین همه نداشتن هاست**) به اوج برسم ...

علی حجازی

سلام ممنون از همدلی و همدمی شما ممنون از اینکه در فکر برادر خود هستید و ممنون از اینکه درست تشخیص دادید . دلم گرفته چون باز نشسته شدم و نه برای باز نشستگی که می شد و یا می باید از توانمندی ام استفاده بشود که نشد اما خوش ندارم خانمی مث شما بنشیند و دوازده ساعت گریه کند گریه یه نعمت خدادادی است که در مواقع لوزم آلامبخش دلهای درد مند است گریه یه نوع سوپاپ اطمینان بدن است که از فشار های درون دل آدمی بکاهد و بار سنگین غم را از دوش آدمی بردارد تا آدمی سبک شودو سبک بار اما این گریه اگر از منطقی بودنش خارج شود و از محدوده بگذرد نتیجه عکس دارد گریه حسرت است گریه نومیدی است گریه ناشکری بر سلامت توان و روان است گریه نادیده گرفتن نعمت وجود است تا آنجا که من می فهمم یا از نوشته ی شما برداشت می کنم شما خانمی مذهبی و مقید هستد و در مواقع نیاز دست به دامن دعا می شویدو قرآن . پس انشا’ الله که هیچوقت نومید نشوید و اینرا هم بدانید که ماها معصوم نیستیم ودر مواقع خطا و اشتباه بایستی به خدا پناه ببریم و دیو منحوس نومیدی را بر زمین بکوبیم و از آدمها به قد توان دینی علمی و اعتقادی شان انتظار داشته باشید

علی حجازی

سلام گر نباشد خاطر سبز بهار تاب زمستانم نیست قشنگه ؟ نه ؟ و حالا . این شمائیت که نیستید [سوال]

علی حجازی

سلام بهاری بود و خوش داشتیم یاد بهار سبز می خواهم وجودتش را ز حق عجب دعای مشتی . خوب علتش اینه که خیلی اهل دعا و صفا با خدایی و این یعنی همه چیز

علی حجازی

بهاری بود و ما خوش داشتیم یاد بهار سبز می خواهم وجودتش را ز حق تکرار بعلت ننوشتن ما و چقدر بد است اگر در این دنیای پر از آلام یا در این دنیایی که جلوگاه حق و جولانگاه آزمایش است ما به جای جمع و داشتن دغدغه جمع یعنی همان خلق الله یا مردم یا ناس به خود بیندیشیم و چقدر می تواند نا عقول باشد اگر این خود یک گروه یک قبیله یک قوم باشد و این یعنی خدا را برای خود و ایده میرا و محدود خود خواستن و این بد است که خدا متعلق به همه و همه اعصار و قرون و همه ی قوم و اقوام است و البته این منافاتی با مقبولیت و عزیز بودن بعضی از ادیان و تفکرات ندارد