صبح...! کی می آیی؟

بیتوته کرده ام

خود درون خود

همچون جنین در بطن

اسیر این افکارم ...

/ 4 نظر / 17 بازدید
بهار

کاش می شد گذاشت و گذشت...

امید

سلام غمگین چو پاییزم مرا بگذار و بگذر نیکم بدم اینم مرا بگذار و بگذر دانم ز مسکینان بتابی چهره از ناز انگار مسکینم مرا بگذار و بگذر ...

سید علی حجازی

اسباب کشی چرا؟ !!! - دلنوشته ات مثل خیلی از نوشته های جدیدت قشنگ است کوتاه چندلایه و بسیار عمیق : خود درون خود تکرار خود که نشان از پخته گی شماست --- با تو من هستم بی تو تنهایم ای بهار ای همره و همراه ای تو فصل سبز رویایم -- قشنگ بود نه !!! فی البداهه بود