خداي مادر<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سهم ما خاطره هايي ست

ميان دره هاي ترديد

پشت هواي مه آلود عاشقي

نفس بكش

اينجا سراسر رطوبت است و ايهام

و روح من امروز خيس خيس است

ديروز

از دريچه هاي ترس گذشته ام

و بدون چتر و بالا پوش

خالي و برهنه

به زير باران رفته ام

 ومن امروز

در بطن خداي مادر

قلب خود را به روي آيين زندگي ام گشوده ام

و مي دانم كه از لابه لاي چشمه جوشان اين دره سرد

عطيه خود را خواهم يافت

اين معجزه خداوند است

معجزه وجود من ، آنچه در من است

و در تو

درين لحظه هاي جادويي

تنها دستانت را

تنها

ميان آواي خداي مادر بيار

اينجا عطش ما را

صداي (( او )) سيراب خواهد كرد

و دستان آتشين تو

 به همراه روح من

تبخير خواهد شد

با من بيا

با دستانت بيا

با كودكان درونمان كه نواي (( او )) را خوب مي فهمند

ما هم گوشه اي از ترانه هاي او هستيم

و جزئي از همين هواي مه آلود سيراب كننده...

م.د - بهار

 

/ 35 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام بهار عزيز خوبی؟ماه مبارک رمضان بر شمامبارک باد التماس دعا.

حميد

سلام. اومدم ببينم آپديت كرديد يانه كه هنوز نه! با آرزوي سلامتي شما.ياعلي

رضا

سلام و درود بر شما و قلم توانمندتان ...ضمن آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما از درگاه خداوند متعال و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه پر فضيلت با ستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي .با عنوان ضيافتي به ميزباني خدا بروز شده است خوشحال ميشوم تشريف بياوريد منتظر حضور گرم و قدوم سبز شما مثل هميشه هستم ... در پناه حق ... اگر لذت و ترک لذت را بداني .....دگر لذت نفس را لذت نخواني .....هزاران در خلق ، برخود ببندي .... گرت باز باشد ، دري آسماني ...سفره هاي علوي کند ، مرغ جانت ...گر از چنبر آز ، باز راني ..........التماس دعا

رضا

درد و نيا ز .... ما صنما ما از راه دور و دراز آمده ايم بسر کوي تو با درد و نياز آمده ايم گو ز نزديک تو آهسته و هوشيار شديم مست و آشفته نزديک تو باز آمده ايم آمده ايم خريدار ميرويم بي سرود نه فروشنده تسبيح و جا نماز آمده ايم يک زمان گرم کن از مستي ما محفل خويش که ز مستي بر تو گرم فراز آمده ايم گر چه در فراق تو زار و نزاريم چو شمع از پي سوزش و بهر گداز آمده ايم بر اميد رخ زيبائي تو با هم با غم و رنج همچنانست که با شادي و ناز آمده ايم دست ما گر بسر زلف درازت نرسد بر سر زلف تو از دور براز آمده ايم بيني آن زلف دراز تو که از راه دراز ما بنظاره آن زلف دراز آمده ايم توشه و ساز ديدار تو خواهيم همي گر بديدار تو بي توشه و ساز آمده ايم

نورا

رودها در جاري شدن و علفها در سبز شدن معني پيدا مي كنند كوهها با قله ها و دريا ها با موجها زندگي پيدا ميكنند و انسان ها همه انسان ها با عشق فقط با عشق پس بار خدايا بر من رحم كن بر من كه مي دانم ناتوانم رحم كن باشد كه خانه اي نداشته باشم باشد كه لباس فاخري بر تن نداشته باشم اما نباشد كه در قلبم عشق نباشد هرگز نباشد سلام به بهار عزيزم، خوبي؟ طاعات و عباداتت قبول باشه انشاا... پس كي آپ ميكني؟ منتظريم التماس دعا يا علي

گلبانگ سحر

سلام... ماه رمضان با شب قدر است و شب قدر با علی است...

عليرضا صدوقي

سلام التماس دعا دارم.. سبحانك يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب

نورا

امام علي (ع) مي فرمايند: بر شما باد: رعايت تقواي الهي در عيان و نهان، گفتار حق در حال خشنودي و خشم، ميانه روي هنگام دولتمندي و تنگدستي، رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن، كار كردن در حال شادابي و سست حالي، و خشنودي از خدا در سختي و خوشي. سلام به بهار عزيزم، خوبي؟ طاعات و عباداتت قبول باشه انشاا... سالروز شهادت امام علي عليه السلام رو خدمت تو خواهر گلم و خانواده محترمت تسليت عرض مي كنم التماس دعا يا علي عليه السلام

نورا

سلام بهار جان، خوبي؟ فرا رسيدن عيد سعيد فطر، عيد بزرگ عاشقان، رو خدمت تو خواهر گلم و خانواده محترمت تبريك عرض ميكنم... ببينيم، تو نمي خواي آپ كني؟ مواظب خودت باش التماس دعا يا علي عليه السلام