تلاوت جنون

 

شب پره اي دارد آرام آرام

آهنگ جنون تلاوت مي كند

باآن بال هاي سوخته ي  به طواف برخواسته اش

و من كه به ميعاد گاه فراموشي رفته ام

تا در تشيع جنازه ديگري

بر روح عروج يافته اي فاتحه خوانم

لا به لاي تمام كتاب هايم

انباشته از شب پره هاي سوختست

دارند آرام آرام

شعرهايم را سياه مي كنند

و قلمم انگار جايي براي تراوش ندارد

من خويش به باور كدامين شعله

روح خود آشفته ام

و در كدامين مكتوب

ميان شعر هاي شاعري بزرگ غرق مي شوم

نمي دانم .نمي دانم...

م.د.بهار

/ 7 نظر / 13 بازدید
امید

سلام شعری زیبا از بهار خانم که وبلاگشان را با ان در فردای عیدی بزرگ و سعید مزین کرده اند و تازگی و طراوت از بر و روی ان میبارد و اشعار بهار خانم این ویژگی را دارند که هر روز بهتر از قبل هستند و رو بالا می روند که هدف نیز همین است در یک جا نماندن و به جلو رفتنه و الا همه ما در شعر ایراد و اشکال داریم مهم نیست مهم اینه که ایستا نباشیم و رو به جلو برویم چون شبنم اوفتاده بدم پیش افتاب مهرم بجان رسید و به عیوق بر شدم عیوق = نام ستاره ای است در اسمان یا حق

تشباد

ممنونم که اومدی ..... برات آرزوی موفقيت ميکنم ....

حميد

تلاوت آهنگ جنون جايي براي تراوش نداشتن قلم اين دو تا خيلي بيشتر ازبقيه دلنوشته شما توي چشم مي‌زنه و مي‌درخشه.

عاشق شيدا

سلام. ببخشید یه چند وقتیه سرم خیلی شلوغه. شاد باشید و عاشق. من بای.

عليرضا صدوقي

سلام شهادت حضرت صادق را تسليت عرض مي كنم. بسيار زيبا بود.قلمتون پربار باد.و به اميد تبسم قلمتون در اشعار روان و دلنشيني كه مي گوييد.هميشه موفق باشيد ياعلي.

علی حجازی

سلام . اميد است که هميشه شاد باشی و پرگل . خبری از شما نبود . از ما خبر شد . آنهم با اين شعر . ای کاش اميد هم آنرا می خواند حسی دارم سبز کسی مرا نمی فهمد چرا شعرم غريب است و واژه هايم رانده شده چندی است شهر آشفته است و مردمان احساس کتابهای غبار گرفته خویش را می فروشند به سبزی فروش محله و منادیان اقتصاد بازارشان گرم است موفق باشید با احترام علی