توان بندگی

باز انگار این جهان خاکستری ست 

های و هویی در میان مرده ها و زنده هاست

یک سر چادر سیاه و دل سیاه

یک دل از شور و نشاط و زندگی ست

خانه خالی شهر خالی  این جهان خالی

نسل انسان در میان برزخی نه دنیوی نه اخروی ست

این قلم  این دست و فکرو کاغذم

در بیان آنچه در سر می رود چون عاجزیست

کاش یک دم این قیامت پل شود

از جهنم تا جهانی کش در آن در من توان بندگی ست....

مهسا(بهار)

درجهان درونم قیامتیست امشب...

/ 4 نظر / 15 بازدید
سید علی حجازی

این قلم این دست و فکرو کاغذم در بیان آنچه در سر می رود چون عاجزیست کاش یک دم این قیامت پل شود از جهنم تا جهانی کش در آن در من توان بندگی ست وقتی که حرفهای دل و دین همسو می شونددلنوشته هارنگی عارفانه به خود می گیرد و آدمی نه برای خود که برای دیگران می نویسد و این نوشتن یا که سرودن, زیبا گفتی است برای خود درون خودی که شناختش باعث شناخت حق می شود و دلگفته شما اینچنین است اینگونه موفق باشید [لبخند]

سید علی حجازی

سلام خیلی قوی اما,از پی رنگ دردآلود و دلتنگی اش چندان خوش خلق نیستم خلق = اخلاق خلق که به معنای مردم فقیر بیچاره باشه نخونی ضمنا دس از این مقصره بازی هات وردار: تا که هستم زندگی زیباست بعد من اونم با خداست کار این نیا همینه یه وقت خوب یه وقت بی وفاست شعر من اگه آبکی است ذوق من گه پفکی است می نویسم تا که بخندی بی بهار دنیا الکی است

سید علی حجازی

تا که هستم زندگی زیباست بعد من اونم با خداست کار این دنیا همینه یه وقت خوب یه وقت بی وفاست شعر من اگه آبکی است ذوق من گه پفکی است می نویسم تا بخندی بی بهار دنیا الکی است ضمنا قبلی رو که تصحیح شد پاک کلیک کن یعنی دی لیت [نیشخند] یا [خنده]