رهایی

گاه گاه رهایی ست

گذشتن از حصار مبهم این سپید زندان استخوانی

و پر گشودن به فرا سوی روشنی

بی تو با تمام خاطراتم

که اکنون همه ( تو ) شده است

تنها از معبر این غفلت گاه

به مسیر پیوستن ها

می گریزم

که پیوند دل آه و آفتاب را

رنگین کمان نیایش

به ستایش بنشیند

بی تو

غرق خواهم شد

در امواج بی نشانی ها

و پرواز خواهم کرد

به انتهای هفتگانه آسمان آبی

شاید آنجا

در گذر از تمام نا لایقی ها

و پاک پاک از تمامی غش ها

ما را دوباره

پیوستنی باشد

                                 

/ 2 نظر / 9 بازدید
امید

سلام فوق العاده بود دست مریزاد با کاستن از کلمات زاید به کمال شعری نزدیک تر میشوید موفق باشید و پاینده یا حق

سیمرغ عشق

سلام و درود فراوان بر شما دوست گرامي ... ضمن تشكر بي پايان براي حضور گرم شما در سالروز سيمرغ عشق ... اميدم لطف پرورگار است براي جبران ... ... همواره در پناه حق باشيد ... (24 مرداد كلامي ديگر از سيمرغ)